گفتي
فراموش کن تقدیری را که با تو رقم خورده
شد
فراموش کن لحظاتی را که با تو سپری
شد
فراموش کن نفسی را که با نفس تو هماهنگ
شد
فراموش کن دلی را که برای وداع تو ترک خورده
شد
فراموش کن اشکی را که برای انتظار تو جاری
شد
فراموش کن رویاهایی که با تو پروزانده
شد
فراموش کن ارزوهایی که با وجود تو محقق
شد
فراموش کن خونی که با نبض تو در رگ هایم جاری
شد
فراموش کن
فراموش کن
زندگی!
دوست!
تو....
همه چیز را فراموش کن
خيلي بي انصافي مگه نمي گفتي دوستت دارم
مگه نمي گفتي هيچ وقت تورو تنها نميزارم
جواب خوبيامو اينجوري ميدي
پس كجايي!!!

+
نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390 22:14 توسط سياوش سجاديان
|
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.
وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند
خرافات است.
وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.
وقتی خواستم گريستم،
گفتند دروغ است.
وقتی خواستم بخندم، گفتند دیوانه است.
دنیا را نگه دارید،
میخواهم پیاده شوم

+
نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390 13:40 توسط سياوش سجاديان
|
خداوندا
به هر کس که دوست میداری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتر است
و
به هر کس که دوست میداری بچشان
که دوست داشتن از عشق برتر است.

+
نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390 13:24 توسط سياوش سجاديان
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 19:20 توسط سياوش سجاديان
|
من هرگز نمی نالم…
قرنها نالیدن بس است…
میخواهم فریاد بزنم…!
اگر نتوانستم سکوت میکنم….
(دكتر شريعتي)

+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 18:16 توسط سياوش سجاديان
|
در تصویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید
هیچ کس عصبانی نیست
هیچ کس سوار بر اسب نیست
هیچ کس را در حال تعظیم نمی بینی

هیچ وقت در ایران برده داری مرسوم نبود
در بین این صدها پیکر تراشیده شده
حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد
این آداب اصیلمان است

نجابت
قدرت
احترام
مهربانی
خوش رویی
تقدیم به همه ایرانیان تا یادمان باشد که چه بودیم و چه شدیم
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 18:12 توسط سياوش سجاديان
|
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
(دکتر علی شریعتی)

+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 17:47 توسط سياوش سجاديان
|
آيا در اين دنيا كسي هست بفهمد
كه در اين لحظه چه مي كشم ؟ چه حالي دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب
(اگردرترجمه اشكالي وجوددارد در قسمت نظرات بنويسيد)
Aya dar in donya kasi hast befahmad
ke dar in lahze che mikesham? che hali daram?
Cheghadr zende naboodan khoob ast , khoob khoob khoob

+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 15:22 توسط سياوش سجاديان
|
دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری ،
تو را دوست نمی دارد کسی
که تورا دوست دارد ،
تو دوستش نمی داری …
اما کسی که تو دوستش داری و او
هم تو را دوست دارد
به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند
و این رنج است …
(دكتر شريعتي)

+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390 19:16 توسط سياوش سجاديان
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390 19:10 توسط سياوش سجاديان
|